{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهترين روزهاى كنار هم بودن

بهترين روزهاى كنار هم بودن
سر تاسر اطاق را رختخواب پهن
مى كرديم و رديفى مى خوابيديم

خواب كه نه تا صبح صداى
خنده هامون كل حياط را پر میكرد

اصلا آدم استرس و فكر وخيال را
فراموش مى كرد. صبحونه و ناهار
و شام رو تو ايوان ميخورديم
چه لذتى داشت

چقدر دوست داشتم اين خانه و
آرامشش تو زندگيم هميشگى بود

ولى مى دونستم كه نيست و بايد
با خاطراتش زندگى كنيم
دیدگاه ها (۰)

اگرکسی آمد و به شاخ و برگهایباورهایت تبر زد نترسچون دستش به ...

یاد بگیریمهر کس که لاغره معتاد نیست،هر کس که چاقه تنبل نیست،...

تمام چیزها در زندگیموقتی هستنداگر خوب پیش می رودازش لذت ببرب...

#عکس_نوشته

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

همخونه اجباری... پارت 114."ویو جئون جونگ کوک"بعد از دوش گرفت...

p48پنج سال بعد...عمارت جئون...صدای خنده‌ی یک دختر کوچولو تما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط