textikhas

🍃 🌹 🍃 @textikhas🍃 🌹 🍃

‎الو الو نازنین؟چرا جواب نمیدی؟قهری خانومی؟
‎-هان؟نه بگو بله
‎-چی؟خانوم من هیج وقت نمیگه بله پس یچیزیت شده.
‎-نه چیزی نیست بگو
‎-نازنینم گل من تنها خانوم من عشق من چیشده جون شهاب بگو
‎-شهاب هیچی نشده
‎-خانوم من بهم دروغ نمیگه هیچ وقت
‎-شهاب باید........
‎-چی قلب من
‎-باید جدا بشیم
‎-چی؟چرا خانومم؟مگه چیکار کردمت؟
‎-هیچی تو تنها عشق منی ولی باید مجبوریم جدابشیم ببخشید خدافظ تا ابد عاشقتم
‎-نازنینم تو غلط کردی جوابمو بده بینم چیشده؟
‎بووووووق بووووق(اشغال)
‎شهاب دوباره زنگ زد:

‎دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد لطفا بعدا تماس بگیرید.
‎-یعنی چی نازنین چش شد یهو؟ نکنه اتفاق بدی افتاده؟؟؟

‎شهاب همش فکر نازنین رو میکرد و به گوشیش زنگ میزد ولی خاموش بود.
‎تصمیم گرفت فردا بره دم در خونه نازنین...
‎وقتی به دم در خونشون رسید به پنجره اتاقش یه سنگ انداخت و منتظر موند پنجره باز بشه ولی نشد...
‎دوسه بار انداخت تا اینکه نازنین با چشمای پف کرده و لکه ی خون به شهاب نگاه انداخت بعد پنجررو بست...

‎-نازنین ننااااززززنیییییننننن درو باز کن بازکن زود باش زوووود نازنین ناااززنییین
‎در باز شد و نازنین با پالتوی قهوه ای اومد بیرون:

‎-شهاب چیه؟
‎-چی چیه؟یعنی چی تو مگه عاشقم نیستی پس چرا میگی بای تا ابد؟
‎-چون میدونم تهش بهم نمیرسیم شهاب
‎-الکی حرف نزن منو تو جنگیدیم و ادامه میدیم نازنین ناراحتم نکن
‎-شهاب من........
‎-توچی گلم؟
‎-من عاشقتم عاشششقققق عاشقتم
‎شهاب نازنین رو بغل کرد...
‎-نازنین چت شده کی ناراحتت کرده بگو تیکه پارش کنم؟
‎-شهاب میدونی چیه من دیروز....
‎از بینی نازنین خون اومد و روی دست شهاب ریخت....
‎شهاب با چشمای درشت به خون دستش نگاه کرد.
‎-ن....ن....ن....اااا...ااز...زززی.....ن این چیه؟
‎-نه نه من میرم خدافظ
‎با شدت رفت بالا تو اتاقش....
‎شهاب همونطوری شکه مونده بود و با خودش فکر کرد....رفت خونه دید برای گوشیش اس ام اس اومده که روش نوشته از طرف نازنینم....
‎-شهابم زندگیم هستی من اقای من
‎من سرطان گرفتم سرطان خون.خون رو دستت اثر سرطان منه پس بدون چرا گفتم خدافظ تا ابد...میتونی با یه دختره سالم ازدواج کنی.
‎شهاب به نازنین زنگ زد:
‎تو هرچیزیت باشه من پسر بابامم تا تهش باهاتم چون عاشقتم میخوام یباردیگه دستامو لای موهای خرماییت بکشم و بوی تنت رو استشمام کنم چون هنوزم خانوم منی نازنین من
‎-شهاب من مردم مرده ی متحرک
‎-زر الکی نزن زبونتو گاز بگیر فردا ساعت11صبح میام دنبالت ببرمت خوشگذرونی
‎فرداشد....
‎-الو نازنین اماده شدی بیا پایین گل من
‎-امادم نفس من اومدم....
‎تق تق تق تق نازنین از پله ها میومد پایین تا به شهاب رسید:
‎-به به عجب گلی از در اومد بیرون زود بیا سوار شو الان پسرا ازم میگیرنت

‎نازنین شکه شد که شهاب که پولداره پس چرا با موتور اومده دنبالش ولی چیزی نگفت چون بودن شهاب براش مهم بود.شهاب و نازنین به یه جاده ی خلوت رسیدن:
‎-خب نازنینم بگو بینم چطوره حالت؟
‎-شهابم خوبم ولی میتونی یکم اروم بری؟
‎-نه گل من همینجوریش میچسبه راستی من عشق تورو باور ندارمااااا؟؟؟
‎-یعنی چی شهاب؟
‎-اگه میخای باور کنم این کلاهو سرت کن و بلند داد بزن شهاب عاشقتم
‎-شهاب دیوونه شدی؟
‎-نامرد یعنی دوسم نداری؟
‎-نخیرم دارم باش حالا ببین الان میگم...
‎کلاهو سرش کرد و بلند بلند داد زد:

‎-شهاب عاشقتم
‎-نه نازنین بلند تتتتتررررر
‎-شهااااب عاشششقققتمممممم
‎-اخ قلبم درد گرفت نازنین دوسم نداری که بلند نمیگی نامرد
‎-شههااببم عاشقتممممم عاشقتمممم دیوونتمممم دیووونتم عاشقتمممم

‎اما....
‎محکم اونا خوردن به ماشین دیگه و شهاب و نازنین به طرف سنگی پرتاب شدن شهاب نازنین رو بوس کرد و پرتش کرد طرف شن و خودش با تمام سرعت خورد به سنگای بزرگ و مرگ مغزی شد.....
‎نازنین بیهوش نشد و رفت طرف شهاب:
‎شهابم....ش...ش...هاااب....مممم بلند شو بلند شو تو نازنینتو تنها نمیذاری بلند شوووو...
‎اما شهاب همون موقع مرده بود---—
‎نازنین یه نامه ای توی جیب شهاب دید و اونو خوند:
‎نازنین من سلام
‎الان اگه این نامرو میخونی من مردم میدونی چرا این کارو کردم؟
‎نمیخاستم خانومم زودتر از من بره طاقت نداشتم ببینم موهات داره از سرت میریزه...
‎خانوم من هستی من هیچ وقت دوست نداشتم ترکت کنم ولی طاقت نداشتم سرطانت رو ببینم سخت بود سخت....
‎نازنینم فراموشم نکن ایشالله سرطانت خوب میشه گل من.....خداحافظ نفسم❤ ️❤ ️❤ ️
★ŋɨʊ★
دیدگاه ها (۱۱)

تا حالا شده؟؟؟؟؟؟

میگویم بی خواب شده اممی گوید به من فکر کنتا خوابت ببرد !نمی ...

باهم میریم رستوران🏣 یه جا دنج دونفره💑 گارسون صدامیزنم ومیگم:...

🔙 نآم = تٰـَِآبُٰـوُتِ مَِرٰـــّــــّگـــ🔜 🔙 نآم خانوآدگے = ...

پارت پنجاه چهارلوکاس:عاجاس:راستی لوکاس ب کی حس داری ها؟رام:چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط