{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را

تو را
چنان قلبی
که از سینه‌ام کنده باشم
رها کردم ....................
دیدگاه ها (۱)

و ای کاش روزگار عزیزانم را به من برساند ...همان‌گونه که مصیب...

من از تو یادگار ندارمغیر از همین جنون تماشا .......

آمد به یادِ من که ز غوغای زندگیحتی تو راچو خنده فراموش کرده ...

انگارسالها طول کشیدکه دسته ای بوسهاز دهانش بچینمو در گلدانی ...

قلبی که از سینه اش بزرگتر بود.....# حمید رضا رجب زاده

عشقي که تو را نثارِ رَه کردمدر سینه‌یِ دیگري نخواهي یافت!

توی هرچی شانس نیوورده باشـمولی تو حس شیشم غوغا کردم.💅🏻

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط