باد می وزید

باد می وزید
درخت تکیده بود
کلاغ از روی شاخه پرید
انگار زمستان رسیده بود
اما
زمستان برای من
از چشمان تو آغاز شد
نگاهت که یخ زد
خنده هایم قندیل بست
و در دلم برف بارید
زمستان من
نگاه سرد تو بود.
دیدگاه ها (۲)

لعنتی... کجایــــــی ببــینـــــی با مـــــــن کا...

امشبکه وارد خواب هایم شویبی هیچ بهانه ایمانع ازخروجتخواهم شد...

هـــــنوز حـــــرف آݧ پـــــیرمرد ⇦عصـــــا ڊـہ دست را یــــ...

تو راٰ نمیتوانم ببخشم! چرا که تنها بخشِ آبادَم را که برایم ب...

پآرت18. دلبرک شیرین آستآد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط