دروود
دروود
مراسم چهلمین روز درگذشت هما روستا در کالیفرنیا با حضور جمعی از هنرمندان
مادر هما روستا در سخنانی درباره آخرین دقایق زندگی دخترش بیان کرد: روز تولد دخترم در بیمارستان، دستش را گرفتم. می دونستم که دیگر آخرش است ولی نمی خواستم بپذیرم. با هما صحبت کردم. گفتم که همه اینجا هستند و به دروغ گفتم که کاوه (پسرش) هم در راه است. چشم راستش را کمی باز کرد، قطره اشکی ریخت و گفت «چه خوب». گفتم می خواهی برایت لالایی بخوانم که کمی بخوابی؟ سرش را روی سینه ام گذاشتم و در روز تولدش برایش لالایی خواندم که کمی بخوابد و درد نکشد، اما ... همای من برای همیشه خوابید ...
مراسم چهلمین روز درگذشت هما روستا در کالیفرنیا با حضور جمعی از هنرمندان
مادر هما روستا در سخنانی درباره آخرین دقایق زندگی دخترش بیان کرد: روز تولد دخترم در بیمارستان، دستش را گرفتم. می دونستم که دیگر آخرش است ولی نمی خواستم بپذیرم. با هما صحبت کردم. گفتم که همه اینجا هستند و به دروغ گفتم که کاوه (پسرش) هم در راه است. چشم راستش را کمی باز کرد، قطره اشکی ریخت و گفت «چه خوب». گفتم می خواهی برایت لالایی بخوانم که کمی بخوابی؟ سرش را روی سینه ام گذاشتم و در روز تولدش برایش لالایی خواندم که کمی بخوابد و درد نکشد، اما ... همای من برای همیشه خوابید ...
- ۴۱۹
- ۱۸ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط