{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل بریدن به از این عشـق که من می بینم

دل بریدن به از این عشـق که من می بینم
که نه فـرهاد تو هستی و نه من شـیرینم

خسته ام آنقــدر ای ماه که تردیدی نیست
نیست هم صحبت خـوبی که دهد تسکینم

مست از بـاده ی چشمان تو بودن عمــری
خود دلیلی است که کرده است چنین مسکینم

روزهــا می گذرند از پی هم بعد از تــو
هــر قدم ؛ هر نفسم از همه بد می بینم

آرزو می کنم ای خوب که حتی یک شب
تن ِ تب دار تــو آید به ســر بالینم

خستــه از اینـهمه تشویشم و عمــری بی تو
می نشینم که مـــگر مرگ کند تمــکینم

سمیرا عسگر نژاد
دیدگاه ها (۵)

آخرش می‌فهمیکه نشانه‌هاهیچ‌وقت به تو دروغ نمی‌گویند.ما هستیم...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

فیک تهیونگ درخواستی ادیتورم @karlykarlyتهیونگ : من نگفتم تو ...

دل بریدن به از این عشـق که من می بینمکه نه فـرهاد تو هستی و ...

دل بریدن به از این عشـق که من می بینمکه نه فـرهاد تو هستی و ...

دل بریدن به از این عشـق که من می بینمکه نه فـرهاد تو هستی و ...

دل بریدن به از این عشـق که من می بینمکه نه فـرهاد تو هستی و ...

دل بریدن به از این عشـق که من می بینمکه نه فـرهاد تو هستی و ...

دل بریدن به از این عشـق که من می بینمکه نه فـرهاد تو هستی و ...

دل بریدن به از این عشـق که من می بینمکه نه فـرهاد تو هستی و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط