{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از رفیقان زخم بی مرهم فراوان داشتیم

از رفیقان زخمِ بی مرهم فراوان داشتیم
سینه ای پُر آه و سوزان مثلِ تفتان داشتیم...

روز اگر بر چهره مان لبخند صوری مینشست
شب که میشد دفتری لبریزِ باران داشتیم...

پیشِ مردم مصلحت خاموش بودن بود و بس!
در دل اما حرفها هم وزنِ دیوان داشتیم...

گر بگرید حضرت یعقوب بر ما این رواست
بس که دنیایی به غمگینیِ احزان داشتیم...

جز عزیزی هر چه یوسف داشت بر ما گذشت
چاکِ پیراهن ز تهمت، چاه و زندان داشتیم...

خلق وقتی نشتر زخمِ زبانها میزدند
ما به مهمانی آنها چهره خندان داشتیم ...

صبرِ ما بیش از صبوریهای ایوب است بس!
از بلاها و مصیبتها دو چندان داشتیم ...


کاش می آمد رسولی با خدایِ تازه ای!
خودکشی ها وحی میشد! مرگِ آسان داشتیم ...
دیدگاه ها (۳۰)

دلبر بسیار و دل نگه دار کم استدلدار کم و چه کم که بسیار کم ا...

رژلب

در هر صد نفر؛یک نفر ارزشِ آن را دارد کهبا او بحث کنی!بگذار د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط