{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رسیدن فعل تلخی ست اما آمدن شیرین است رسیدن را اغلب با

رسیدن، فعلِ تلخی ست، اما آمدن شیرین است. رسیدن را اغلب با آمدن اشتباه میگیرند. آمدن خوب است، مثل میهمانی که سالها منتظرش بودی، مثل مادرت، وقتی در یک دستش نانِ گرم و آتشی گرفته و با دستِ دیگرش به سختی کلید را میچرخانَد و به خانه می آید. یا مثلِ بهار، تابستان، پاییز و زمستان که همگی می‌آیند. از همه اینها بگذریم، اصلا باران، مهم‌ترین دلیل است که با آمدنش، فعلِ آمدن را شیرین کرده، یا برف.
اما رسیدن اینگونه نیست. یعنی بگیر-نگیر دارد. بعضی وقتها خوب است، بعضی وقتها هم نه. یکی به محبوبش می رسد و یکی نه، یکی به قطار می رسد و یکی نه؛ یکی به خوشبختی، یکی به آرزوهایش، یکی سرِ بِزَنگاه، یکی زود، یکی هم که شبیهِ من؛ نمی رسد که نمی رسد که نمی رسد...


میثم_اسفندیار



#عاشقانه
دیدگاه ها (۵)

جلیقه نجات استاین " دوستت دارم های تو " ...من با آن هادل به ...

#حقیقت

قدرتمند ترین موجودات جهان دخترهای عاشقند!خیال نکنید دختر اگر...

همیشه یک نفر پشت شلوغی های خیالت هست که مدام دوستت دارد که م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط