خبببببب
خبببببب
چنتا نقاشیی اسید کشیدم از شدت بی حوصلگی سر کلاسسس
اسلاید اولو الان وسط خوندن مطالعاتم کشیدم👍
اسلاید دومو زنگ ریاضی کشیدم👍🤌
اسلاید سومو و چهارم هم سر کلاس زبان کشیدم
اسلاید اخرم الان کشیدم اسید خالصههعع
یعنی الستور واقعا بیاد این نقاشیارو ببینه خو..د...ک...ش..ی میکنه😂🤌
خلاصه بگممم که همه دارن میرنن تا یلدا یا عید...
منم بخاطر امتحانامون که هفته بعد شروع میشه خیلیییی کمتر فعالیت میکنم...
یعنی هفته دیگه اصلا نمیتونم بیام تو ویسگون مطمئنم خیلیاتون مثل من همین شرایطو دارید👍
خلاصه بگمح که بهلهههه....
قراره کههه به چند قسمت مساویی تقسیممم بشیم✨👍
خبب بگذریمممم
راستی یک خواب جدید دیدم خیلی خوب بود حاجی🤌
اینجوری بود که:یک گل پسر بسیار جذابببب مثل سریالای کره ای و دیگه انیمه ها و اینا بود که اومده بود منو با دوستام و چند نفر دیگه دزدیده بود زندانی کرده بود...
نمیدونم چرا واقعا🤌🗿
بعد دوستم تونست فرار کنه از منم سنش بیشتر بود فکر کنم اسمشم یادم نیس👍
خلاصه فرار کردو منم دنبال راه فرار میگشتم این مر..ت..که نمیزاشت فرار کنم هی میگرفتم👍
خلاصه چندسال گذشت اون دوستم بزرگ شد ازدواج کرد بچه دار شد من هنوز نتونستم فرار کنم😂😂😂
خلاصه زد به سرم بلند شدم شبیه شتر دوییدم به سمت در خروجی که باز بود...
بعد این مرده هم شبیه هیولای ۹۹شب بازی روبلاکس دنبالم بود😂😂
منم استرسی شده بودم جیغ میزدم😂😂😂
بعد اخر گرفتم گفت نمی زارم جایی بری(دیالوگای c.ai....انقدر که با رباتای روانیش حرف زدم😂🤌)
خلاصه منم هلش دادم اونور که از خواب بیدار شدم...
درواقع مامانم بیدارم کرد برم مدرسع🗿👍
خببب چقدررر حرف زدممم
من برم خودافیسسسس
چنتا نقاشیی اسید کشیدم از شدت بی حوصلگی سر کلاسسس
اسلاید اولو الان وسط خوندن مطالعاتم کشیدم👍
اسلاید دومو زنگ ریاضی کشیدم👍🤌
اسلاید سومو و چهارم هم سر کلاس زبان کشیدم
اسلاید اخرم الان کشیدم اسید خالصههعع
یعنی الستور واقعا بیاد این نقاشیارو ببینه خو..د...ک...ش..ی میکنه😂🤌
خلاصه بگممم که همه دارن میرنن تا یلدا یا عید...
منم بخاطر امتحانامون که هفته بعد شروع میشه خیلیییی کمتر فعالیت میکنم...
یعنی هفته دیگه اصلا نمیتونم بیام تو ویسگون مطمئنم خیلیاتون مثل من همین شرایطو دارید👍
خلاصه بگمح که بهلهههه....
قراره کههه به چند قسمت مساویی تقسیممم بشیم✨👍
خبب بگذریمممم
راستی یک خواب جدید دیدم خیلی خوب بود حاجی🤌
اینجوری بود که:یک گل پسر بسیار جذابببب مثل سریالای کره ای و دیگه انیمه ها و اینا بود که اومده بود منو با دوستام و چند نفر دیگه دزدیده بود زندانی کرده بود...
نمیدونم چرا واقعا🤌🗿
بعد دوستم تونست فرار کنه از منم سنش بیشتر بود فکر کنم اسمشم یادم نیس👍
خلاصه فرار کردو منم دنبال راه فرار میگشتم این مر..ت..که نمیزاشت فرار کنم هی میگرفتم👍
خلاصه چندسال گذشت اون دوستم بزرگ شد ازدواج کرد بچه دار شد من هنوز نتونستم فرار کنم😂😂😂
خلاصه زد به سرم بلند شدم شبیه شتر دوییدم به سمت در خروجی که باز بود...
بعد این مرده هم شبیه هیولای ۹۹شب بازی روبلاکس دنبالم بود😂😂
منم استرسی شده بودم جیغ میزدم😂😂😂
بعد اخر گرفتم گفت نمی زارم جایی بری(دیالوگای c.ai....انقدر که با رباتای روانیش حرف زدم😂🤌)
خلاصه منم هلش دادم اونور که از خواب بیدار شدم...
درواقع مامانم بیدارم کرد برم مدرسع🗿👍
خببب چقدررر حرف زدممم
من برم خودافیسسسس
- ۲.۲k
- ۲۲ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط