باز باران
باز باران...؟
باز باران با ترانه،میخورد بربام خانه
یادم آمد کربلا را،دشت پر شور و بلا را
گردش یک ظهر غمگین،گرم و خونین
لرزش طفلان نالان،زیر تیغ و نیزه ها را
با صدای گریه ی کودکانه
ودر این صحرای سوزان می دود طفلی سه ساله
پر ز ناله،دل شکسته،پای خسته...
باز باران قطره قطره
می چکد از چوب محمل،آخ باران...
کی بباری بر تن عطشان یاران
تر کند از آن گلو را
آخ باران...آخ باران!!
باز باران با ترانه،میخورد بربام خانه
یادم آمد کربلا را،دشت پر شور و بلا را
گردش یک ظهر غمگین،گرم و خونین
لرزش طفلان نالان،زیر تیغ و نیزه ها را
با صدای گریه ی کودکانه
ودر این صحرای سوزان می دود طفلی سه ساله
پر ز ناله،دل شکسته،پای خسته...
باز باران قطره قطره
می چکد از چوب محمل،آخ باران...
کی بباری بر تن عطشان یاران
تر کند از آن گلو را
آخ باران...آخ باران!!
- ۲.۸k
- ۱۵ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط