به جنگل میبرد پای سفر، آزادهها را
به جنگل میبرد پای سفر، آزادهها را
میان گرگها جا میگذارد جادهها را
نمیخواهد ببیند آنطرف، هیزم به دوشان
رها کردند در آتش، دل سجّادهها را
عطش ترفند خوبی نیست، اینجا چشمهسار است
نترسانید از گرداب، دریازادهها را نتازانید دیگر اسبهای لامروّت نمیبینید این بر خاک و خون افتادهها را؟
یکی برناقۀ عریان، یکی بر خاک سوزان
جدا کردند از هم عاقبت،دلدادهها را
زمان مست است از عشقش، زمین و آسمان مست
نخواهد خورد دنیا دیگر از این بادهها را
میان گرگها جا میگذارد جادهها را
نمیخواهد ببیند آنطرف، هیزم به دوشان
رها کردند در آتش، دل سجّادهها را
عطش ترفند خوبی نیست، اینجا چشمهسار است
نترسانید از گرداب، دریازادهها را نتازانید دیگر اسبهای لامروّت نمیبینید این بر خاک و خون افتادهها را؟
یکی برناقۀ عریان، یکی بر خاک سوزان
جدا کردند از هم عاقبت،دلدادهها را
زمان مست است از عشقش، زمین و آسمان مست
نخواهد خورد دنیا دیگر از این بادهها را
- ۲۲۳
- ۲۸ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط