یه سری حرفام هست نه گفته میشه و نه شنیده میشه

یه سری حرفام هست نه گفته میشه و نه شنیده میشه...
نه میشه نوشتشون و نه میشه خوندشون...
همینا میشن بغض و ته نشین میشن توی گلوی آدم و بالاخره یه شب راه نفسشو می‌بندن و صبح که شد همه توی گوش هم پچ پچ می‌کنن:
" فلانی که چیزیش نبود...
چی شد مُرد راستی؟!
دیدگاه ها (۱)

ما بودنمونو حس نکردن نبودنمون ک بماند(:

بچه که بودیم …بهتر میدانستیم چطور باید ازداشته هایمان مواظبت...

دلم گرفتهو روی شانه‌های خودم گریه می‌کنم

اونجا که میفهمی برا کسی مهم نیستی حس جالبیه و خوفناکیه امیدو...

زارت جدید...چیز.. آرت جدید😑😐اسم:ایچیکامعنی اسم:هزاران گلاسم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط