{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لاله‌ای بود که با داغ جگر سوخته بود

لاله‌ای بود که با داغ جگر سوخته بود
آتشی در دل سودا زده افروخته بود
شرم دارم که بگویم تن مسموم تو را
خصم با تیر به تابوت به هم دوخته بود
راز دل را همه با همسر خود می‌گویند
حسن از همسر خودکامه خود سوخته بود
جگرش پاره شد از نیشتر زخم زبان
در لگن خون دلی ریخت که اندوخته بود
ارث از مادر خود بُرد غم و رنج و مِحن
صبر و تسلیم و رضا از پدر آموخته بود
دیدگاه ها (۱)

لاله‌ای بود که با داغ جگر سوخته بود آتشی در دل سودا زده افر...

لاله‌ای بود که با داغ جگر سوخته بودآتشی در دل سودا زده افروخ...

لاله ای بود که با داغ جگر سوخته بودآتشى در دل سودا زده افروخ...

لاله‌ای بود که با داغ جگر سوخته بودآتشی در دل سودا زده افروخ...

#جانم_امام_مجتبی_علاله‌اى بود که با داغ جگر سوخته بودآتشى در...

لاله‌ای بود که با داغ جگر سوخته بود آتشی در دل سودا زده افرو...

لاله‌ای بود که با داغ جگر سوخته بودآتشی در دل سودا زده افروخ...

لاله‌ اى بود که با داغ جگر سوخته بودآتشى در دل سودا زده افرو...

لاله‌ای بود که با داغ جگر سوخته بودآتشی در دل سودا زده افروخ...

لاله ای بود که با داغ جگر سوخته بود آتشی😭🏴 در دل سودا زده اف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط