{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که مجنونت شدم ذکرم فقط رویا شده

من که مجنونت شدم ذکرم فقط رویا شده
مضطرب بر حال من دیگر خود دنیا شده

حق بده چشمت اگر مست و خرابم میکند
چون شراب کهنه با چشمان تو معنا شده

خیره بر چشمت شدن دارد خطر فهمیده ام
غرق در چشمان تو حتی خود دریا شده

آرزو دارم شود آغوش تو زندان من
به عجب بندی در آمال دلم بر پا شده

آخرش دل را به دریا میزنم میبوسمت
این چنین رسوا!برنده!کی؟کجا پیدا شده؟
دیدگاه ها (۳)

ﺑﻪ ﻫﻤﻢ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﺎ ﻣﮋﻩ ﺑﺮ ﻫﻢ ﺯﺩﻧﺖﺑﺮﺩﻩ ﻫﻮﺵ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻣﻦ ﻋﻄﺮ ﺧﻮﺵ ﭘ...

من از تکرار بیزارم ولی تکرار تو زیباستنوازش های دستانت طلوع ...

کاش می شد که بیایی تو به احوال دلمبا وجود تو کمی خوب شود حال...

‌ صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شدقلب من با رفتنت از عشق ه...

عقریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط