{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغض ها چاره ندارند، گلوگیر شدند

بغض ها چاره ندارند، گلوگیر شدند
اشک ها تاب ندارند، سرازیر شدند

جاده‌هایی که پُر از شوق رسیدن بودند
در پس حادثه‌ها سخت نفسگیر شدند

گرگ ها سیطره دارند به جنگل، وقتی
شیرها زخمی و درمانده به زنجیر شدند

حق پرواز ندارند کبوترهایی
که اسیر قفس کینه و تزویر شدند

و زمان تلخ تر از قهوهٔ تلخ من و توست
فال‌ها غمزده و فاجعه تعبیر شدند

شعرها درد ندارند اگر، شاعرها
با غزلوارهٔ بی‌دغدغه درگیر شدند

روزها در گذر و خاطره‌ها می‌مانند
و چه زود آمدن ثانیه‌ها دیر شدند

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

من به دنبال کسی می‌گردمکه در این ورطهٔ طوفان زدهٔ بیشهٔ مابو...

آمدم سر بزنم شعر بخوانم برومآنقدر دلزده هستم كه نمانم برومبه...

لعنت به دو روز پست این چرخ کبودلعنت به تمام بودهایی که نبودل...

لعنت به دو روز پست این چرخ کبودلعنت به تمام بودهایی که نبودل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط