{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد دارم در غروبی سرد سرد

یاد دارم در غروبی سرد سرد
میگذشت از کوچه ما دوره گرد
داد می زد کهنه قالی میخرم
دسته دوم جنس عالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی میخرم
گر نداری، کوزه خالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه زد
عاقبت آهی کشید،بغضش شکست
اولِ ماه است و نان در خانه نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگی ست
بوی نانِ تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم "بی روسری" بیرون دوید
گفت : آقا سفره خالی میخری؟؟!!!

"
دیدگاه ها (۱۱)

خودتو دور می کنی از من ، از منی که رو مرز تردیدم داری به کی ...

تنهای تنهایی:بغض خود را بشکن و بی هر بهانه گریه کنشرم را گاه...

رسِـمًةّ أّحًدٍ أطِفُـأّلَ ّعٌنِ مًرأّسِـمً أّلَتٌـشُـیِّعٌ

شبتون پرستاره دوستان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط