{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خورشید در تن تو طلوع می‌کند

خورشید در تن تو طلوع می‌کند
و تو سردت است
چرا که خورشید سوزان است
و هر چیز سوزانی از شدت توانش سرد است
هر شعری قلب عشق است و
هر عشقی قلب مرگ و در نهایت زندگی می‌تپد
هر شعری آخرین شعر است و
هر عشقی آخرِ فریاد
هر عشقی، ای خیال سقوط در ژرفناها،
هر عشقی آخرِ مرگ است
آنچه که در تو می‌گیرم، تن تو نیست
بلکه قلب خداوند است
آن‌را می‌فشارم و می‌فشارم
تا فریاد وجد دل‌ربایش
کمی دردهای قربانگاه ابدی‌ام را تسکین دهد.
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

The Joke That Broke Us

خورشید در تن تو طلوع می‌کندو تو سردت استچرا که خورشید سوزان ...

تو را به زبان تمامی خواستنهایم... به سوگندهای عاشقانه ی محکم...

T-ara😚 عشق یه یادگاری بدهعشق یه یادگاری زخمیهکی همه چیز درست...

❤ ️آهنگ:سال دو هزار♥ ️خواننده : داریوشسال سقوط، سال فرار سال...

سال سقوط سال فرار سال گریز و انتظار عصر شکفتن فلز سال سیاه د...

سال سقوط سال فرار، سال گریز و انتظار فصل شکفتن فلز، سال سیاه...

بدتر از شکنجه بود ، حس کردنِ حسِ غریبه‌شدنش در حوالیِ روزهای...

💭جانِ منمرا چه به جنگ و این سیاست بازی‌هاکه من هر صبح از تما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط