{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق ممنوعهٔ من باز هوایت کردم

عشق ممنوعهٔ من باز هوایت کردم

توی این خلوت شب باز صدایت کردم

سیب سرخی شدی و دست رقیب افتادی

من چو حوّا نشدم ، زود رهایت کردم

او به تو داد دل و قلب تو هم راضی شد

از غمت سوختم و باز دعایت کردم

گرم آغوش رقیبم شدی و یادت رفت

قبل او در دل خود همچو خدایت کردم

رفته ای با دگری و دلم از غصه شکست

باز هم این دل بشکسته فدایت کردم
گر ز پیش تو برفت و دل تو تنها شد

پیش من باز نگرد چونکه رهایت کردم❤️
دیدگاه ها (۴)

چه بگویم سحرت خیر؟توخودت صبح جهانی من شیدا چه بگویم؟که توهم ...

با منی اما نفهمیدی که تنهاتر شدمگریه کردم فکر کردی زیر باران...

دعا نمیکنم که بیاییمیدانم که آمدنت حتمیست!فقط دعا میکنم وقتی...

زیر باران در نسیم آهسته بوسیدم تورامی شکفت از دامنت رنگین کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط