فڪر ڪن یه تیر به پات خورده و وسط یه جنگل تنهایی، وقتی ڪه

فڪر ڪن یه تیر به پات خورده و وسط یه جنگل تنهایی، وقتی ڪه شب می رسه و داری از سرما تلف میشی، اگه یڪی پیدا شه و بخواد بهت پناه بده چیڪار می ڪنی؟ درباره اصول اخلاقیش ازش سوال می پرسی؟ یا به خوشایند بودن رفتارش فڪر می ڪنی؟
نه! به هیچی فڪر نمی ڪنی، چیزی هم نمی پرسی، فقط می خوای هر جور که شده از اون مخمصه فرار ڪنی!
پس دیگه به من نگو اون عوضی ڪی بود ڪه باهاش دوست شدی، نگو اون لیاقت تو رو نداشت، من داشتم از سرما می مردم می فهمی؟ من تیر خورده بودم، اونم نه یڪی، چند تا...
دیدگاه ها (۱۹)

عاشقانه های شبنم

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁷ویو میکا_____سرش رو ب...

رمان اسیر خان پارت پانزدهم ۱۵

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۹لیویا POVگذر ثانی...

متن آهنگ علی سورنا صاعقهتو ذهنم لحظه لحظه صائقه استیه دنیای ...

بازم سکوت. کامیل قسم خورده بود که لب از لب باز نکنه. اگر امش...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

Iove and the MoonPart 47ویو یوناصدای تیر توی کل خونه پیچید.ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط