{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شنیده بودم میشود از تهِ فنجانِ قهوه

شنیده بودم میشود از تهِ فنجانِ قهوه
آنچه بر تو گذشته را،بیرون کشید
آنچه در آینده بر سرت می آید را به وضوح تماشا کرد...
شنیده بودم کافیست فنجان را سمتِ قلبت بگیری و سر و ته اش کنی...
من حتی شنیده بودم میشود تو را از ته فنجانها پیدا کرد
هرچند محال،اما میشود...
الان سالهاست که من قهوه میخورم
فنجانم را سمت قلبم میگیرم
اما خبری از تو نمیشود
باور کن من خرافاتی نیستم
فقط برای داشتنت،دست به هر کاری میزنم...
دیدگاه ها (۲۰)

با خودت قهر نکن بانو!هر روز صبح مقابل آینه به فکر زندگی که ب...

اصلا زندگیمان خوب...پائیز هم فصلی دلبرانه...شب هم خلوتی شاعر...

یک روزهایی را باید اختصاص داد به بی خیالی !نه به دغدغه ای فک...

من خانه ام را پر از رنگ می کنم پر از عطر زندگی گل می خرمچای ...

#pain #P³⁰نزاشتم حرفشو تموم کنه و دستمو گذاشتم رو لبش و گفتم...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط