{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستانت

دستانت
دو پیچک ظریفند
که عاشقانه وار
بر تنه ی قامتم می پیچند
و ناپدیدم میکنند
حالا دیگر
از من چیزی نمانده است
تنها تویی که پیدایی...
دیدگاه ها (۲)

عاشق آن لحظه ام!که کنارت هستم،و کودک درونم از اشتیاق با تو ب...

از عشـــــــق چیزی نمیدانماما دوستت دارم...کودکانه تر از آنچ...

خورشید آرزوی منی...گرم تر بتاب...

باران یا برف...چه فرقی میکند؟!تو که باشی،هوا که هیچ؛زندگی خو...

آدم ها خسته که شدند ؛بی صدا تر از همیشه می روند !احساسشان را...

🍒🌱پر از گل می شود شعرم چو می خندی برای منچه آرامی ، چه زیبای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط