{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدانم چرا پیش منی و باز دلتنگم

نمیدانم چرا پیش منی و باز دلتنگم
چنان پیغمبری تنها و بی اعجاز دلتنگم

به روی تو که پشت پنجره هاشور بارانی
اگر چه میکنم آغوش خود را باز دلتنگم

نخی از دود سیگارم به سویت چشم می دوزد
چه می آید به قدت این همه ابراز دلتنگم

جهان بی تو هر لحظه اضافه خدمتی تلخ است
به خط نامه های آخر سرباز دلتنگم

به درمانم نمی کوشی نمیدانی مگر دردم
لسان الغیبم و اندازه ی شیراز دلتنگم

نه اکنون که رسیده برگهای آخر تقویم
من از سین نخستین #سیب از آغاز دلتنگم


#شهراد_میدری
دیدگاه ها (۴۴)

نمیدانم چرا پیش ِ منی و باز دلتنــــگم چنان پیغمبری تنها و ...

نمیدانم چرا پیش ِ منی و باز دلتنــــگم چنان پیغمبری تنها و ...

نمیدانم چرا پیش ِ منی و باز دلتنــــگم چنان پیغمبری تنها و ...

عاشقانه ها

اومدم خدافظی کنم...💔😭

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

بمون ...پای هر چیزی که درسته حتی اگه یه تنه موندی ..

#تکست_عاشقانه

#تکست_عاشقانه

خداوکیلی من نمی دونم داستان چیه !!!طرف هییییچ عبرت نگرفته !!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط