{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سینیِ چای و گل و مردی که مانند تو نیست

سینیِ چای و گل و مردی که مانند تو نیست
یک دلِ مُرده که دیگر گیر و پابندِ تو نیست

بین جمعیت صدای خنده ات پیچید و بعد...
تا سرم چرخید دیدم حیف! لبخندِ تو نیست

الـنـّکـاحُ سـنـتـی! آیـا وکــیـلم مـن؟! بـلـه
زیر لب با بغض گفتم این که پیوندِ تو نیست

با عسل کام منِ بیچاره شیرین تر نشد
تلخ می بوسم لبی را که لبِ قندِ تو نیست

تو قسم ها خورده بودی می رسی روزی به من
آاای این کابوسِ واضح مثلِ سوگند تو نیست
دیدگاه ها (۱)

مثلا بنشینی کنارم و با لبخند بگویی:تو بگو نازخاتونم!زمستان و...

بی حضورِ تو برایم فرق چندانی نداشت...تلخیِ نسکافه ها، یا چای...

بینِ من و تو،فرق از زمین تا آسمان است...من زیادی عاشقم،تو بی...

"تو"به چایِ بعد از خواب می مانی...تلخ باشی یا قندپهلو فرقی ن...

رمان انفجار و امید

#ɬنویسندگیِ‌آیریس#BondـofـShadows#lپیوند‌سایه‌ها#ᎮᏗᏒᏖ..⁸مراس...

LOOKING FOR YOUPART : ¹⁵۱۱ جولای ۲۰۲۶ نور چراغ‌های شهر از پش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط