{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هشدار اسمات

هشدار اسمات

ℋℯ𝒾𝓇 ℴ𝒻 𝒹𝒶𝓇𝓀𝓃ℯ𝓈𝓈.
Part :⁹
÷ خوب بیب یونگی و جیمین رفتن دکتر من موندم و تو
×گوه نخور
÷اوم فکر نکنم ازت بگیزرم
تهیونگ کوک رو بغل می‌کنه و می‌بره به سمت اتاق خواب و کوک رو روی تحت میندازه و روش خیمه میزنه
÷اوم بیب کسی نیست خونه پس بزار ‌ کارم رو بکنم
×اوم فکر نکنم من به این راحتی تحریک بشم
÷ امتحان میکنیم
تهیونگ لباس های خودش و کوک رو در میاره و کوک لخت بدون هیچ لباسی زیر کوک هست و تهیونگ فقط باکسر پاشه
و دست هاشو میزارم روی رون های کوک و می‌کشه تا بالا که یهو جونگکوک به لرزه افتاد
× اح خدا اح لعنتت کنه اح تهیونگ اح
÷تهیونگ میخوای کارت رو سخت کنی
× اححححححح ددی
÷ نه دیگه نشود کارت خیلی سخت شود بیب
×اوم ددی خودتو بهم بده
÷ ی
ببین یکی آنجا تحریک شده
× اح ددی من
÷ چیه من رو میخوای
× اح اره اره من خودت رو می‌خوام
÷ اوم اوکی بیب آماده ای
× اره
تهیونگ باکسرش رو در میارم و کوک با دیدن حجم دیک تهیونگ به لرزه میوفته و استرس میگه
× اوم ددی خیلی بزرگه
÷ بیب باید تو خودت جاش کنی
×کامل
÷ دم گوشش) یس بیبی
×اون باشه ددی
تهیونگ به لب های کوک هجوم می‌بره و اونها رو میخوره آنقدر می‌خواره که داشت ازشون خون میومد تهیونگ لبش رو از لب کوک برداشت و خون های لب کوک رو لیس زد و بعد رفت سراغ گردن کوک و کیس مارک های درد ناکی می‌گذاشت
و کوک هی ناله میکرد
× اح ددی تمومش کن
÷ هوم خیلی خوشمزه هست
× ای ام ددی درد داره
÷الان تموم میشه
×اح اح ددی فانکینگی ی من
÷ میبینم بیبی خیلی تحریک شده
× ددی اح چرا خودت رو بهم نمیدی
÷میدم بیب
تهیونگ همین جور از گردن کوک میرفت و دیک بیبیش رو توی دستش گرفت و شروع کرد به خوردنش
× اح ددی اح تند تر
تهیونگ از خوردن دیک بیبیش دست کشید و دوتا از انگشت هاشو وارد بیبیش کرد
× جیغ
÷ بیبی آروم باش بن سایزشون عادت میکنی
× اح ددی ترو خدا بکش بیرون درد دارم
÷ بیب جوری که تو ناله می‌کنی الان وقتی دیدم رو واردت کردم چجوری ناله می‌کنی
× اح ددی ترو خدا
÷ صبر کن به سایزشون عادت میکنی
تهیونگ همینطور که دو تا از انگشت هاشو توی کوک بود جلو عقب می‌کنه
× اح اوم ددی
÷بیب دیدی به سازشون عادت کردی
× اح ددی من دیک تو میخوام
÷ اون باشه بیب
تهیونگ انگشت هاشو در میاره و میگه
÷بیب ممکنه اولش درد داشته باشه
× ددی اح مهم نیست
÷باش بیبی
تهیونگ یهو کل حجم دیکش رو وارد کوک می‌کنه
× جیغ بلند
÷ اروم باش
×‌اح اح
÷ وای داری دیوانش میکنی
× اح ددی خیلی بزرگه
÷ می‌دونم بیب برای تو بزرگ شده دیگه
× اح ددی درش بیار خیلی بزرگه
÷ به سایزش عادت کن
که یهو تهیونگ شروع می‌کنه به تلمبه زدن
× آح اح اح اح
÷ اح بیب اححح خیلی تنگی
× اح
÷ اح بیب تنگی چقدر
× اححح
÷ اح بیب تنگی خیلی تنگی به دیکم داره فشار میاد اح
× اح ددی
÷ احح جونم خیلی تنگه
× اح ددی دارم پاره میشم
÷ احح تنگه
×اح داری پارم می‌کنی اح
÷‌اح بیب دیکم داره درد میگیره
× اح اح
÷ اح بیب اححح خیلی تنگی می‌دونی
× احح داری سوراخم رو پاره می‌کنی
÷ احح پاره پاره سدی بالاخره
× اح
÷ اح بیب داره ازت خون میاد
× ددی اححح پارم کردی
÷ اح بالاخره گشاد شدی
×اح خیلی خوبه دیکت ددی اح
بعداز ۴ ساعت تهیونگ می‌کشه بیرون
دیدگاه ها (۵)

اگه دیدین نیستم و جواب نمیدم بدونین مسدود شدم و به اینجا بیا...

سلام قاصدکاممممم ببخشید واقعا داره بهم فشار وارد میشه نمیتون...

۴۰ تایی نشم ؟ قستم ۱۰۰ تایی شدنه برسونینم

گل خونیپارت 15 خطر اسماتلباس جونگکوک و لباس خودش رو در و رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط