پارت ۴
پارت ۴
: عزیزم اونجا برای تو که ۱۵ سالته جای بازرگیه .
× من از تصمیمی که دارم مطمئنم تازه من به خانوادم قول دادم ...
: باشه فردا پرواز داری
× ممنون خانم مدیر با اجازه
پایان فلش بک ...
× محنا ...
= جانم قلبم
این دوتا هم دوستم هم دختر خاله
× من یروز میرم کره جنوبی میدونی ؟
= آره قلبم تو میتونی
حسنا درس هاشو خوند ولی دلیل رفتنش به کره خواب هاش بود
خواب های حسنا :
مرد مسن .. سرنوشتم ... کره .. اون پسر
همیشه تو خوابش اون مرد مسن به فرد جوان اشاره میکرده و میگفت اون سرنوشت توئه اما تا اون پسر میخواست برگرده حسنا از خواب بیدار میشده ..
اما این بار خوابش فرق داشت همون فرد مسن همون فرد جوان ولی ایندفعه در پرتگاه
آن جوان قبل از برگشتن پرت شد پایین برای همین اون روز حسنا جیغ کشید ..
۱۰ ماه بعد
حسنا تا الان انقد درس خونده که فک میکنه میتونه بورسیه بگیره و درست هم فکر میکنه ۲۰ روز مونده تا شروع مدرسه
یهو مدیر پیام داد ...
حسنا پیام رو باز کرد ی دعوت نامه از طرف تمام کشور ها برای بورسیه
حسنا ی لحظه غمگیــــــــــ........
ادامه دارد .....
پارت بعد به شرط ۵ لایک و ۴ کامنت لطفاً 🍓💎🪐
: عزیزم اونجا برای تو که ۱۵ سالته جای بازرگیه .
× من از تصمیمی که دارم مطمئنم تازه من به خانوادم قول دادم ...
: باشه فردا پرواز داری
× ممنون خانم مدیر با اجازه
پایان فلش بک ...
× محنا ...
= جانم قلبم
این دوتا هم دوستم هم دختر خاله
× من یروز میرم کره جنوبی میدونی ؟
= آره قلبم تو میتونی
حسنا درس هاشو خوند ولی دلیل رفتنش به کره خواب هاش بود
خواب های حسنا :
مرد مسن .. سرنوشتم ... کره .. اون پسر
همیشه تو خوابش اون مرد مسن به فرد جوان اشاره میکرده و میگفت اون سرنوشت توئه اما تا اون پسر میخواست برگرده حسنا از خواب بیدار میشده ..
اما این بار خوابش فرق داشت همون فرد مسن همون فرد جوان ولی ایندفعه در پرتگاه
آن جوان قبل از برگشتن پرت شد پایین برای همین اون روز حسنا جیغ کشید ..
۱۰ ماه بعد
حسنا تا الان انقد درس خونده که فک میکنه میتونه بورسیه بگیره و درست هم فکر میکنه ۲۰ روز مونده تا شروع مدرسه
یهو مدیر پیام داد ...
حسنا پیام رو باز کرد ی دعوت نامه از طرف تمام کشور ها برای بورسیه
حسنا ی لحظه غمگیــــــــــ........
ادامه دارد .....
پارت بعد به شرط ۵ لایک و ۴ کامنت لطفاً 🍓💎🪐
- ۶۸
- ۲۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط