{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فاجعه آنجا بود

فاجعه آنجا بود
یک نفر خندید
خنده اش مثل تو بود
در دلم گفتم
ای جان ..
دیدگاه ها (۲)

چه کنم با دل خود؛با تـــــــو بمانم یا نه..؟با صدای غزلم از ...

سکوت پشت گوشی تلفن سنگین ترین سکوتهاستنه از دست ها کاری ساخت...

آهای زمستانحواست جمع باشد که دور تو و تمام عاشقانه هایت را خ...

هر زنیبرای ِ لبخند زدن در آینه بهانه میخواهدهر زنیبرای لبخند...

قشنگ ترین خنده ای که دیدم

همیشه با منی ای نیمه ی جدا از منبریده باد زبانم ، چه ناروا گ...

در رهت حیران شدم ای جان منبی سر و سامان شدم ای جان منچون ندی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط