پارت_۲

داشتم به همون دختر خوشگل که مو های خرمایی داشت نگا میکردم که یهو تهیونگ دم گوشم گفت چیه چرا انقدر نگاش میکنی اون دختره رو نکنه عاشق شدی اومدم جوابی بهش بدم که یهو در کلاس باز شد و معلم وارد کلاس شد

ویو سنا

داشتم با یوری حرف میزدم که بهم گفت سنا اون پسره که الان اومد (تهیونگ) خیلی خوشگله نه
بهش گفتم آره خیلی خوشتیپه
یهو درکلاس باز شد و معلم که یک خانم با ظاهر آراسته بود وارد شدو

گفت: سلام بچه ها من معلم ریاضی شما هستم میتونید من رو استاد کیم صدا کنید
همه بچه ها سلام کردن و معلم گفت: خب حضورو غیاب رو شروع میکنم اسم ها رو خوند و به اسم من رسید و گفتم حاضر اکثر بچه ها از جمله اون دوتا پسر که اسم یکی از اونها جونگ کوک و اسم دیگری تهیونگ بود رو شناختم
معلم درسش رو داد و صدای زنگ اومد بچه ها داشتن باهم حرف میزدن که یهو یکی (جونگ کوک )داد زد چرا انقدر سرو صدا میکنین مگه نمی‌بینید خوابم همه گم شید بیرون همه بچه ها رفتن بیرون یوری هم زد به من که بریم بیرون ولی من چون خیلی پرو بودم سر جام نشستم


که جونگ کوک منو دیدی وگفت
جونگ کوک:چرا شما دوتا نرفتین بیرون
سنا: من تورو حتی نمیشناسم چرا باید به حرفت گوش بدم
جونگ کوک:من جئون جونگ کوک هستم قلد.........
سنا: نزاشتم حرفش رو کامل کنه و خندیدم و گفتم تو و قلدر مدرسه هههههههه
جونگ کوک که اعصبانی شده بود گفت آره میخوایی بهت ثابت کنم
سنا: آره مثلا میخوایی چیکار کنی
جونگ کوک گفت: حالا میبینی (نیشخندی زد و رفت سر جاش نشست)
دیدگاه ها (۰)

خیلی دوست دارم ایم سول باشم ولی به شدت دان اوه هستم

سلبریتی هایی که تتو های خیلی قشنگی دارن

پارت_1

فیک جونگ کوک(معرفی)

مافیای جذاب من پارت ۲

P. 17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط