{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 13

ویو میا

یهو یکی درو باز کرد اومد تو وقتی نور ب صورتش خورد فهمیدم کیه اون جانگ کوک بود
بیمارم یا بهتره بگم اولین و اخرین عشقم

میا: چ.. چ.. چی تو منو دزدیدی؟!

کوک: اومم نمیبینی خانم کوچولو

میا: ه ی من کوچولو نیستم

کوک: چرا برا من ک هستی

میا: چیشد نکنه دختره تور نخاست هاان؟!

کوک: اتفاقا خیلی هم دوسم داره

میا: اومم پس کجاس نمیبینمش

ویو کوک

راهنماییش کردم سمت اینه ای ک تو اتاقم بود

کوک: میبینیش نه خیلی خوشگله

میا: اونی ک تو ازش تعریف میکردی.. م. من بودم!؟

کوک: اره عزیزم اول ک دیدمت گفتم نه ی هوسه اما نه ب مرور زومان عاشقت شدم... تو چی توهم...

یهو ی چیز نرمی رو ل. بام هس کردم اون الان منو بو. سید؟ باهاش همکاری کردم وای خدا خیلی خوشمزن سمت تخت راهنماییش کردم و بقییش دیگه با خودتون😅😅 من اص. مات نمینویسم.. (نکته: وقتی ک کوک.و میا تو اتاق بودن شب بودو این ماجرا تا صب ادامه داشت😅😁)
دیدگاه ها (۱)

اص. مات تو کامنتا جنبه نداری نخون 🔞

پارت 12ویوکوک که یهو بادیگارد اومد تو بادیگارد: اودیمش قربان...

70تاییی مون مبارک به این مناسبت 2 پارت رایگان جایزه میدم بهت...

ویو جونگ کوک: وقتی رفت گرفتم خوابیدم ویو میا: از خواب بیدار ...

پارت 10ویو میا یهو زد زیر خنده کوک: ای ای.. مردم از خنده می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط