{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوز تب فراق تو درمان پذیر نیست

سوز تب فراق تو درمان پذیر نیست
تا زنده ام، چو شمع، ازینم گزیر نیست

هر درد را که می نگری هست چاره ای
درد محبت است که درمان پذیر نیست

هیچ از دل رمیده ی ما کس نشان نداد
پیدا نشد! عجب که به دامی اسیر نیست…

بر من کمان مکش، که از آن غمزه ام هلاک
بازو مساز رنجه، که حاجت به تیر نیست

رفتی و از فراق تو از پا درآمدم
بازآ، که جز تو هیچکسم دستگیر نیست

سهل است اگر گهی گذرد در ضمیر تو
وحشی، که جز تو هیچکسش در ضمیر نیست…

وحشی_بافقی
دیدگاه ها (۶۲)

سوز تب فراق تو درمان پذیر نیستتا زنده‌ام چو شمع ازینم گزیر ن...

سوز تب فراق تو درمان پذیر نیستتا زنده‌ ام چو شمع ازینم گزیر ...

سوز تب فراق تو درمان پذیر نیستتا زنده‌ ام چو شمع ازینم گزیر ...

سوز تب فراق تو درمان پذیر نیستتا زنده‌ام چو شمع ازینم گزیر ن...

سوز تب فراق تو درمان پذیر نیستتا زنده‌ام چو شمع ازینم گزیر ن...

سوز تب فراق تو درمان پذیر نیستتا زنده‌ام چو شمع ازینم گزیر ن...

رفتی و از فراق تو از پا درآمدمبازآ که جز تو هیچکسم دستگیر نی...

سوز تب فراق تو درمان پذیر نیستتا زنده‌ام چو شمع ازینم گزیر ن...

هر درد را که می‌نگری هست چاره‌ایدرد محبت است که درمان پذیر ن...

🌱🩵 رفتی و از فراق تو از پا درآمدم؛بازآ که جز تو هیچکسم دستگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط