{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد 2 ساعت کلاسمون تموم شد به جیمین گفتم

بعد 2 ساعت کلاسمون تموم شد به جیمین گفتم
+: جوجه طلایی با کی و با چی میری
_: امروز ته ته نیومده پیاده میریم 1 ساعت راه دارم
+: من میرسونمت
_: نه نیازی نی با ماشین راحت نیستم
+: نگفتم بت ماشین میرسونمت من با متور میرم و میام
_: جدیی میشه باهات بیام من تاحالا متور سوار نشدم
+: مشکلی نی وسایلتو جمع کن بریم
جیمی وسایلشو جمع کرد کلاه کاسکت خودمو دادم جیمن گذاشت روی سرش سوارش کردم گفتم
+: جوجه کمرمو سفت بچسب
_: نیاز نی میتونم تعادلمو حفظ کنم
یه گاز دادم چسبید به کمرم
+: دیدی گفتم حالا ادرستو بگو
_: اوهوم ادرسم.............
+: خب بریم
راه یک ساعته رو تو نیم ساعت طی کردم وقتی رسیدیم مامانش درو باز کرد پرید بیرون
اجوما: پسرم حالت خوبه زنیکه برا چی با متور اوردیش خونه نمیگی میترسه
هوفی کشیدم و سعی کردم خودمو کنترل کنم
+: اولا سلام دوما لطفا با من بد حرف نزنین سوما نمیخواستی بزاری توی عمرش متور سوار شه به من اعتماد کرد و گذاشت که برسونمش خونه پس لطفا منو اذیت نکنین
اجوما: تو الگوی بدی برای پسر منی لطفا باهاش حرف نزن
_: مامان
همون لحضه یه بی ام وه جلو در پارک کرد بله اوشون جیهوپ بود
✓: سلام سلام
+: درد بی درمون
✓: خواستم بگم میشه باهام قرار بزاری
جلو جیمین داشت این حرفا رو میزد من هم کم نیاوردم زدم توگوشش
+: دیگه چی مرتیکه هول همون لحظه بادیگارد ها اومدن جلو
+: چیه ها میخوای منو بزنی بیا ببینم چند مرده حلاجید
بادیگارد ها اومدن جلو همرو زمین انداختم موهای جیهوپ رو گرفتم گفتم
+: چیه فکر کردی چون پسر مافیایی همچی برا توعه بدون کور خوندی من بازیچه دست پسرای هول نیستم بعدشم من بیام با تو توی رابطه باید هروز ددی گفتن های ج.ن.د.ه های مدرسه رو تحمل کنم
جلوی مادر جیمین و خود جیمین خم شدم کلا کاسکتم رو گذاشتم متور رو روشن کردم یه گاز دادم که خاک ها روی صورت جیهوپ ریخت رامو کشیدم رفتم خونه کسی خونه نبود فقط داداش اها بهتون نگفتم من یه داداش دارم اسمش کانگ سئوجون هست
+: سلام داداش
♡: سلام خواهری خوبی
+: ممنونم
♡: مدرسه چجور بود
+: مثل همیشه اشغال بود مامان بابا کی میان
♡: اونا رفتن سفر کاری منم میخوام برم پیشه سوبین تو تنها خونه میمونی
+: اها چند روز من خونه تنها مگه همیشه نمیمونم
♡: اهوم فکر کنم 15 روز
+: خوبه برو خوش بگذره
♡: ممنون
سئوجون رفت من موندم خونه تنها گوشیم رو برداشتم جیمین پیام داد
پیام ها
_: سلام نونا خوبی
+:سلام ممنونم تو چطوری
_: خوبم میگم تهیونگ میگه نیاد تو گروهمون ولی من دوست دارم باهات دوست باشم
+: مشکلی نی اینا برا من عادیه تو هروقت خواستی به من بگو بریم موتور سواری
_: بازم ببخشید و ممنونممم فعلا
+: مشکلی نی فعلا
هه میدونم هیچکس دوسم نداره حتا بابام فقط مامانم و داداشم هستن که بهم توجه میکنن مشکلی نی من به این زندگی عادت کردم
دیدگاه ها (۰)

تریلر این فیکم جدیدم

قیافه کانگ سئویون

پارت. 1..... ........

پارت دهم..................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط