من آدم آرومیم خیلی هم آرومم اصلا هم نمیخوام خفت یکیو بگیر
من آدم آرومیم خیلی هم آرومم اصلا هم نمیخوام خفت یکیو بگیرم و بکوبونمش تو دیوار و بگم اول خودتو درست کن پیری خود شیفته بعد بیا به من گیر بده و پشت سرم به همه حتی ننه بابای خودمم جار بزن، حالا خیلی هم مامان بابای خودم با اخلاقم حال میکنن؟تو بیا بیشتر مشکلاتمو براشون برق بنداز اصلا به تو چه؟دو تا بچت اونور آبن؟ اوکی. پولداره فامیلی؟ اوکی. به شوهرتم رحم نمیکنی؟اوکی. واسه ی سگ بیشتر از آدمای دورت اهمیت میدی؟اوکی. ولی خدایی تو چیکاره ی منی؟ی دو جلسه رفتی زبان برا ما فاز گرفتی؟توhow old are you رو how are you تلفظ میکنی جندههه. و درضمن اصلا هم نمیخوام بزنم دره گوشه یکی و بزنم با اره برقی تیکه تیکش کنم که تو که میای پشت سره ی مشت پفیوز تر از خودت برا مامانه من تعریف میکنی بعد میری از من برا اون ی مشت پفیوز تر از خودت که تا ی موضوع کوچیکو میرن جار میزنن تو کل مملکت میگی؟خدا شاهده الان کله منطقمون میدونن. اصلا به شما ها چه؟به گوشه گیر بودنم و اینکه تو جمع سرمو میکنم تو گوشی خراب شدم گیر میدادید بستون نبود؟تازه من خجالتی نبودم احمقا از بودن پیشه ی مشت زر زروی پرو بدم میاد مخصوصا اگه شماها باشین! اصلا چرا همه دور و بریای من موضوع کم میارن میرن سراغ مشکلا و عیب و ایرادای من؟اینکه پر عیب و ایراد ترین فرده فامیلم دلیل نمیشه مضوع بحثت من باشم!باز خوبه من از شما ها فهمم بیشتره که استعدادای داشته نداشتم و جار میزنم (که البته اون بخشه داشته هاش هم همون نداشته هاس)
آخیشش...از صبح که فهمیدم رو مخم بود کلا از صبح که پا شدم همینجوری هی بلا برام نازل میشد
پوزش برادران!
آخیشش...از صبح که فهمیدم رو مخم بود کلا از صبح که پا شدم همینجوری هی بلا برام نازل میشد
پوزش برادران!
- ۷۸۵
- ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط