{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من امروز، از میی مستم، که در ساغر نمی‌گنجد

من امروز، از میی مستم، که در ساغر نمی‌گنجد
چنان شادم، که از شادی، دلم در بر نمی‌گنجد
ز سودایت برون کردم، کلاه خواجگی، از سر
به سودایت که این افسر، مرا در سر، نمی‌گنجد
دیدگاه ها (۲۹)

حواستان به آدمهای آرامِ زندگیتان باشد!آدمهایی که از صبح تا ش...

پاڪ ترین هواے دنیا هوایے است ڪهدر وجود ماست...چرا ڪه هر لحظه...

هر زنی یک دل گرمیمی خواهد،یک نفر که بگوید من همیشه باتو هستم...

وانمود کن قوی هستی تا قدرت یابی وانمود کن شاد هستی تا شاد شو...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #دلبران...

حج : مطلب ۲ از ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط