{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من امروز از میی مستم که در ساغر نمیگنجد

من امروز، از میی مستم، که در ساغر نمی‌گنجد
چنان شادم، که از شادی، دلم در بر نمی‌گنجد
ز سودایت برون کردم، کلاه خواجگی، از سر
به سودایت که این افسر، مرا در سر، نمی‌گنجد
دیدگاه ها (۲۹)

حواستان به آدمهای آرامِ زندگیتان باشد!آدمهایی که از صبح تا ش...

پاڪ ترین هواے دنیا هوایے است ڪهدر وجود ماست...چرا ڪه هر لحظه...

هر زنی یک دل گرمیمی خواهد،یک نفر که بگوید من همیشه باتو هستم...

وانمود کن قوی هستی تا قدرت یابی وانمود کن شاد هستی تا شاد شو...

و عمر، شیشه‌ی عطر است! پس نمی ماندپرنده تا به ابد در قفس نمی...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 نیامد وقت آن کز من بخواهی عذرِ آزارت؟ ...

تا آخر عمرم عاشق این کار میمونم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط