{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تُ در رویا های من،

تُ در رویا های من،

مردی بودی بلند قد و خوش هیکل

با چشم و ابرویی سیاه

که هر ثانیه برایِ بوسه باران کردنم

خود را به آب و آتش میزدی

زندگی برایم همان چند ثانیه رویا بود

بیدار که شدم

اویی را دیدم که کنار تخت دراز کشیده بود..
دیدگاه ها (۱۹)

برای دوست داشتنتحق انتخابی نداشتم!درست مثل انتخاب خانواده و ...

بگذر تابستان بگذر...حال من با تو خوب نمی شود پاییز حال مرا خ...

من انسان قوی هستمولیگهگاهی دلم میخواهدکسی دستم را بگیردو بگو...

سیزده هم به در شد و از در نیامدیتو با تمام بهارهای عمر من بَ...

زیبایی تو| قمست 3

#زیبایی.توPart: 3_ لازم نکرده بخوری(جدی و سرد)« همه اعضا خند...

تک پارتی (وقتی فیلم ترسناک دیدی و...)وقتی فیلم ترسناک دیدی و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط