مدتها بود اخبار بیماریات حالمان را ناخوش میکرد هر

🔹 مدت‌ها بود اخبار بیماری‌ات حالمان را ناخوش می‌کرد؛ هر بار که "منصور پورحیدری در بیمارستان بستری شد" تیتر خبرگزاری‌ها می‌شد در ضمیر ناخودآگاهمان برای لحظه‌ای فکری خطور می‌کرد که دوستش نداشتیم، این فکر که اگر تو نیز بروی چه کنیم؟ مخصوصا که با گذشت سال‌ها هنوز هضم درگذشت ناصرخان حجازی برایمان سخت بود...

🔹 نمی‌شد تصور کرد استقلالی را که نه تو را داشته باشد و نه ناصرخان را؛ دوست نداشتیم به رفتنت فکر کنیم چون می‌دانستیم حق یتیم راحت خورده می‌شود... می‌دانستیم هر دم و بازدمت اعتباریست برای باشگاه محبوبمان، که می‌گویند صرفِ بودن پدر برای فرزندش قوت قلب و تکیه‌گاه است حتی اگر گوشه بیمارستان باشد؛ و چه کسی مظلوم‌تر از کودکی که در مقابل زورگویی‌ها پدری ندارد تا تکیه‌گاهش باشد؟

🔹 تصور نبودنت برایمان سخت بود و باور رفتنت سخت‌تر؛ اما حوالی ساعت ۱۱ و نیم صبح چهاردهم آبان ۹۵ این خبر کم‌کم به تیتر خبرگزاری‌های معتبر تبدیل شد و ما چاره‌ای جز باورش نداشتیم؛ و حالا ۲ سال است که رفته‌ای...

🔹 در ۱۹ سالگی به تاج رسیدی، یک دهه مدافع دروازه این تیم بودی و چندین دهه مدافع حقوق این تیم، دفاعی که اگر در سال ۵۷ درکنار ناصرخان انجام نمی‌دادید شاید نام و نشانی از تاج باقی نمی‌گذاشتند...

🔹 یک ستاره در قامت بازیکن و یک ستاره در قامت مربی برایمان کسب کردی، در چهار دوره سرمربی استقلال شدی و بارها نشان دادی داستان عشقت به این تیم، افسانه‌ایست. هیچ‌کس به اندازه تو حق نداشت ادعای استقلالی بودن کند و در عین حال هیچ‌کس به اندازه تو در مقابل تیم و هوادرانش متواضع نبود...

🔹 هیچ‌کس به اندازه تو دلسوز تیم نبود تا جایی که حتی با حال خراب هم حرص تیمت را می‌خوردی... نمی‌دانیم هنوز هم برای تیمت حرص می‌خوری و نگرانش می‌شوی یا نه ولی همه از صمیم قلب می‌خواهیم همیشه درکنار سایر اسطوره‌هایمان در بهشت غرق در شادی باشید

روحت شاد منصورخان 💙
دیدگاه ها (۴)

چرا استقلال رو نابود کردن؟ چرا تمام بازیهای لنگ لغو شد؟ چرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط