#انیگمایجذابمن
#انیگمایجذابمن
پارت ۱
ویو تهیونگ
داشتم روی پرونده جدید تحقیق میکردم
× هی تهیونگ چکار میکنی
- دارم روی این پرونده تحقیق میکنم نگاهش کن
× شنیدم دربارش .
صدای آژیر خطر در اومد . اسلحم رو برداشتم و رفتم سوار ماشین شدم و با جیمین رفتیم سمت هتل .... . وقتی رسیدیم اسلحه به دست رفتیم داخل . به سمت یکی از افسرا رفتم
- چیشده
افسر: از این اتاق صدا میومد و وقتی پذیرش میاد صدای داد میومد .
رفتیم داخل اتاق. اتاق پر از لخته خون بود
× به نظرت قاتل کیه
- اسلحه ای نیست
× نه
داشتیم حرف میزدیم که گوشیم زنگ خورد.
× ماموریت جدیده
- نه کوکیمه
جواب دادم و رفتم بیرون
+ سلام ته ته
- سلام عزیزم حالت خوبه
+ آره تهیونگ من میترسم
- نترس چیزیت نمیشه توی خونه ای
+ نه سر کلاسم بچهها گفتن یه اتفاقی افتاده منم ترسیدم برای تو اتفاقی افتاده باشه
× تهیونگ بیا اینو ببین
- عزیزم من باید برم شب میبینمت انیگمای جذاب من
+ باشه مراقب باش بای
- بای
رفتم پیش جیمین
- چیشده
× اینو نگاه کن
- این قرص ......
× زیر تخت هم نگاه کن
خم شدم که چشمم افتاد به قاتل
- بهتره بیای بیرون
ویو کوک
سر کلاس بودیم که صدای جیغ یکی از معلما اومد .
+ بچهها همین جا بمونید و نرید بیرون
سریع رفتم سمت دفتر مدیر. با چیزی که دیدم هیچی باورم نشد . مدیر و ناظم با چشمای سفید و دهن خونی داشتن به من نگاه میکردن . سریع در دفتر رو قفل کردم و رفتم سراغ کلاسم .
+ بچه ها ....
داشتم حرف میزدم که خانم چا و چند تا دیگه از معلما اومدن
خچ: جناب جئون چند تا از کلاسا
+ میدونم بچهها بیاید داخل و شماها هم همین طور.
اومدن داخل و منم در کلاس رو قفل کردم
+ من باید به یه نفر زنگ بزنم.
بعد حرفم گوشیم زنگ خورد
- کوک حالت خوبه
+ آره تهیونگ چکار کنم
- شنیدم برین سمت پشت بوم مدرسه
+ میتونم ازش استفاده کنم
- آره فقط هرکسی که با چشم سفید دیدید ازش فرار کنید. کوک مواظب خودت باش
+ باشه
گوشی رو قطع کردم
+ خب بچهها دنبال من بیاید
وقتی رفتیم بیرون......
پارت ۱
ویو تهیونگ
داشتم روی پرونده جدید تحقیق میکردم
× هی تهیونگ چکار میکنی
- دارم روی این پرونده تحقیق میکنم نگاهش کن
× شنیدم دربارش .
صدای آژیر خطر در اومد . اسلحم رو برداشتم و رفتم سوار ماشین شدم و با جیمین رفتیم سمت هتل .... . وقتی رسیدیم اسلحه به دست رفتیم داخل . به سمت یکی از افسرا رفتم
- چیشده
افسر: از این اتاق صدا میومد و وقتی پذیرش میاد صدای داد میومد .
رفتیم داخل اتاق. اتاق پر از لخته خون بود
× به نظرت قاتل کیه
- اسلحه ای نیست
× نه
داشتیم حرف میزدیم که گوشیم زنگ خورد.
× ماموریت جدیده
- نه کوکیمه
جواب دادم و رفتم بیرون
+ سلام ته ته
- سلام عزیزم حالت خوبه
+ آره تهیونگ من میترسم
- نترس چیزیت نمیشه توی خونه ای
+ نه سر کلاسم بچهها گفتن یه اتفاقی افتاده منم ترسیدم برای تو اتفاقی افتاده باشه
× تهیونگ بیا اینو ببین
- عزیزم من باید برم شب میبینمت انیگمای جذاب من
+ باشه مراقب باش بای
- بای
رفتم پیش جیمین
- چیشده
× اینو نگاه کن
- این قرص ......
× زیر تخت هم نگاه کن
خم شدم که چشمم افتاد به قاتل
- بهتره بیای بیرون
ویو کوک
سر کلاس بودیم که صدای جیغ یکی از معلما اومد .
+ بچهها همین جا بمونید و نرید بیرون
سریع رفتم سمت دفتر مدیر. با چیزی که دیدم هیچی باورم نشد . مدیر و ناظم با چشمای سفید و دهن خونی داشتن به من نگاه میکردن . سریع در دفتر رو قفل کردم و رفتم سراغ کلاسم .
+ بچه ها ....
داشتم حرف میزدم که خانم چا و چند تا دیگه از معلما اومدن
خچ: جناب جئون چند تا از کلاسا
+ میدونم بچهها بیاید داخل و شماها هم همین طور.
اومدن داخل و منم در کلاس رو قفل کردم
+ من باید به یه نفر زنگ بزنم.
بعد حرفم گوشیم زنگ خورد
- کوک حالت خوبه
+ آره تهیونگ چکار کنم
- شنیدم برین سمت پشت بوم مدرسه
+ میتونم ازش استفاده کنم
- آره فقط هرکسی که با چشم سفید دیدید ازش فرار کنید. کوک مواظب خودت باش
+ باشه
گوشی رو قطع کردم
+ خب بچهها دنبال من بیاید
وقتی رفتیم بیرون......
- ۲۱۹
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط