{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از اول که حدیث عاشقی بشنودم

از اول که حدیث عاشقی بشنودم
جان و دل و دیده در رهش فرسودم

گفتم که مگر عاشق و معشوق دواند
خود هردو یکی بود من احول بودم
دیدگاه ها (۱)

اندر دل بی وفا غم و ماتم باد آن را که وفا نیست ز عالم کم باد...

کانیهه ر کاتی ده که ومه بیریوه کو روژانی جوانیبو ساریژی زامه...

داشتنت باید مزه ی توت فرنگی بدهد یا آش رشته ی خانم جون تو عص...

آن نه عشق است که از دل به دهان می‌آیدوان نه عاشق که ز معشوق ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

شهید سجاد مدهنی محل شهادت : خرم آباد ♦♦♦گاز شیمیایـی و عشــق...

#دلنوشت #استوری #تکست #متن #حرف #حرف_دل #سخن_دل #دلنوشته #خا...

عاشقانه های شبنم

گاهی عشق، از جایی شروع می‌شود که منطق هنوز نرسیده است. یکی ...

ای طشت یاریم‌ بده دیگر بریده اماین زهر را به قصد شفایم چشید...

عاشقانه های شبنم

عشق شرطی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط