{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادش بخیر

یادش بخیر...
اون وقتا...
یکی دو روز آخر سال واسه من، قشنگترین روزای سال بود...
شیرینی یه شروع تازه...
تکاپوی مهیا شدن واسه نوروز و....
قدم زدن تو خیابونای شلوغ و تماشای جنب و جوش و شادی مردم و خییییییلی چیزای دیگه...
زیبایی این یکی دو روز حتی به نظر من از خود نوروز هم بیشتر بود...
اصلا دوست نداشتم هیچوقت تموم بشه
حتی شبا دیر میخوابیدم تا نهایت استفاده رو از لحظات آخر سال ببرم...
اما...
الان دوست دارم بخوابم تا زودتر امروزم تموم بشه...
دیدگاه ها (۱۲)

هر چی آرزوی خوبه مال تـــــ♥ـــــو...یه سال خوب پر از شادیپر...

مثل اون قدیما بگیرم تو آغوشتو گوشم بخون که تو یادم فراموشدرس...

یک داستان شش کلمه‌ای از "آلیستر دانیل" به نام "اندوه" که بهت...

تولدت مبارک نرگس مهربون... اینم یه هدیه که خودم از یه دوست گ...

Change in time / p.9

۷-

سالها بود که ندیده بودمش ، دیگه‌ کم‌کم داشتم فراموشش میکردمح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط