نانای کونیم
نانای کونیم
عاه والاح چی بگم
خواستم اوسی سیرک دیجیتال بکشم ک ریدم><
خواستم کیوت در بیاد😍
چیز خب بیوشو بخونید
اسم:میمی
قد:173
سرنوشت زیباش تا قسمت اخر:قبل از اینکه جکس انتزاعی بشه این بزرگوار اول انتزاعی میشه
دوستاش:جکس_پامنی_کتی(با همه دوسته ولی با این ستا صمیمی تره)
میتونیم بگیم یه نوع روباهه(ازون سفیدا)
شیپ:جکس(شیپش نی ولی جکس ازش خوشش میاد)
چیزایی که بهشون علاقه داره:اینکه جکس پشت گوشاش و سرش رو ناز کنه(که نمیکنه)
تنفرات:اینکه زوبل بهش گیر بده یا غر بزنه_کین
اخلاق:به قیافه ی کیوتش نگاه نکنید ی سلیطه ایه😔_کلک باز_چشماش خیلی لوسه ولی این برای گول زدن بقیهس_حیله گر
داستان زندگیش:ایشون توی واقعیت 18 سالش بوده و پدر و مادرش جدا شدن و پیش پدرش زندگی میکرده
یه روباه سفمید هم داشته
پدرش یه سگ اخلاقی بوده که نگم براتون
همیشه درگیر شغلش بوده و به این بدبخت گوش نمیداده
شب تولد پدرش لوسی(اسم واقعیش)براش کیک میخره و همه جا رو تزیین میکنه
وقتی پدرش میرسه خونه برقا رو روشن میکنه کیک و این چیزا رو میبینه،ولی هیچ اهمیتی نمیده
خشک از کنار میز رد میشه
لوسی با لحنی ملایم و غمگین میگه:ت_تولدت مبارک..
پدرش که حسابی عصبی بود برگشت و کیک رو تند پرداشت و پرتاب کرد ب یه سمت
امااا...کیکه میخوره به روباهش
و دقیق شعم ها و چقو یی که اونا بوده فرو میره تو بدن روباه و میمیره(نکته:لوسی خیلی وابسته ی روباهش بوده و فقط اون رو تو زندگیش داشته)
وقتی اون صحنه رو دید قلبش حسابی تند میزد،پدرش هم هیچی نگفت رفت بی عاطفههههسنسمحسکسچسچچس
لوسی شروع میکنه ب گریه کردن و میره اتاقش به چاقو برمیداره و دستشو خطخطی میکنه(حالت خودکشی)
بعد میره روی تختش
چ دراز میکشه و هدستش رو میزاره روی سرش
بعد از چند دقیقه وقتی چشماش رو باز کرد دیگه توی دنیای خودش نبود و عارههدممههفیزاقس
و حالت روباه خودش که مرده بود رو گرفته بود و براش اسم میمی رو انتخاب کردن
(راستی اون بانداژ ها هم جای خودکشیشه،ولی توی سیرک دیجیتال هم روی دستاش هس و بانداژژ کرده و نمیزاره کسی ببینه زیر بانداژو
عاه والاح چی بگم
خواستم اوسی سیرک دیجیتال بکشم ک ریدم><
خواستم کیوت در بیاد😍
چیز خب بیوشو بخونید
اسم:میمی
قد:173
سرنوشت زیباش تا قسمت اخر:قبل از اینکه جکس انتزاعی بشه این بزرگوار اول انتزاعی میشه
دوستاش:جکس_پامنی_کتی(با همه دوسته ولی با این ستا صمیمی تره)
میتونیم بگیم یه نوع روباهه(ازون سفیدا)
شیپ:جکس(شیپش نی ولی جکس ازش خوشش میاد)
چیزایی که بهشون علاقه داره:اینکه جکس پشت گوشاش و سرش رو ناز کنه(که نمیکنه)
تنفرات:اینکه زوبل بهش گیر بده یا غر بزنه_کین
اخلاق:به قیافه ی کیوتش نگاه نکنید ی سلیطه ایه😔_کلک باز_چشماش خیلی لوسه ولی این برای گول زدن بقیهس_حیله گر
داستان زندگیش:ایشون توی واقعیت 18 سالش بوده و پدر و مادرش جدا شدن و پیش پدرش زندگی میکرده
یه روباه سفمید هم داشته
پدرش یه سگ اخلاقی بوده که نگم براتون
همیشه درگیر شغلش بوده و به این بدبخت گوش نمیداده
شب تولد پدرش لوسی(اسم واقعیش)براش کیک میخره و همه جا رو تزیین میکنه
وقتی پدرش میرسه خونه برقا رو روشن میکنه کیک و این چیزا رو میبینه،ولی هیچ اهمیتی نمیده
خشک از کنار میز رد میشه
لوسی با لحنی ملایم و غمگین میگه:ت_تولدت مبارک..
پدرش که حسابی عصبی بود برگشت و کیک رو تند پرداشت و پرتاب کرد ب یه سمت
امااا...کیکه میخوره به روباهش
و دقیق شعم ها و چقو یی که اونا بوده فرو میره تو بدن روباه و میمیره(نکته:لوسی خیلی وابسته ی روباهش بوده و فقط اون رو تو زندگیش داشته)
وقتی اون صحنه رو دید قلبش حسابی تند میزد،پدرش هم هیچی نگفت رفت بی عاطفههههسنسمحسکسچسچچس
لوسی شروع میکنه ب گریه کردن و میره اتاقش به چاقو برمیداره و دستشو خطخطی میکنه(حالت خودکشی)
بعد میره روی تختش
چ دراز میکشه و هدستش رو میزاره روی سرش
بعد از چند دقیقه وقتی چشماش رو باز کرد دیگه توی دنیای خودش نبود و عارههدممههفیزاقس
و حالت روباه خودش که مرده بود رو گرفته بود و براش اسم میمی رو انتخاب کردن
(راستی اون بانداژ ها هم جای خودکشیشه،ولی توی سیرک دیجیتال هم روی دستاش هس و بانداژژ کرده و نمیزاره کسی ببینه زیر بانداژو
- ۱.۳k
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط