{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن

باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن
شعر، خوابم میکند ، آرام، بیدارم نکن

دوستت دارم بماند وقت دیگر، وقت هست
بیقرارم مثل هرشب، خوب من، زارم نکن

کار دستم میدهد اینگونه خواهش های تو
راحتم بگذار جانم، پای در کارم نکن

عاشقی آسایش من ، عشق کابین من است
جان من با واژه های داغ، بیزارم نکن

سرخوش از گلبار شعرم ، بیخود از خود میشوم
من پر از آرامشم امروز را هارم نکن

من زمینی نیستم شاید، سکوتم بهتر است
خواهشن دست مرا ول کن، گرفتارم نکن

من " پریناز " غزلهایم، چرایش را نپرس
با دلیل و حرف و منطق ، باز آزارم نکن...
دیدگاه ها (۲)

پریشانی موهایت ، پریشان میکند حالمفدای تار هر مویت ، به بودن...

هم دلت سنگ است و هم جویای حال من شدی تا که گفتم عاشقم تو بی...

ﻣﻦ ﭘﺮ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ، ﺗﻮﻣﺮﺍ ﯾﺎﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖﻣﻦ ﻫﻤﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ، ...

آیینه پرسید: که چرا دیر کرده است ؟نکند دل دیگری او را اسیر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط