{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جلو ایینه بودم زل زده بودم به چشای خودم (یه ربع گذشت)

جلو ایینه بودم زل زده بودم به چشای خودم (یه ربع گذشت)
توچشای خودم میدیدم چخبره -دلم واسه خودم سوخت شدیدا !
دستمو اوردم بالا گذاشتم رو ایینه موهای خودمو ناز کردم !همون بی رمقِ همیشگی بود !
خندم گرفت با همون بی رمقیِ همیشگی برگشتم تو رختخوابم خابیدم !
#خاص
دیدگاه ها (۱)

تو خیابون راه میرفتا ولی یه جا رو که دید راشو کج کرد!.. #خاص

از خواب میپری با دندون درد و همون سردرده همیشگی!۳:۳ ...

حس خستگی و نا نداشتن تمامه جسمو روحمو فرا گرفته... #خاص

بربادرفته! #خاص

پارت ۳

in your eyes

آینه 47

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط