{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شد عرصه تنگ بر دلم از بی‌رهان شهر

شد عرصه تنگ بر دلم از بی‌رهان شهر
رفتم چو راه و سر به بیابان گذاشتم
دیدگاه ها (۱)

چه شب ها بی ثمر تا صبح بیداریو او هرگز نمی داندچه احوالِ بدی...

و امانیمه شبیمن خواهم رفت ...از دنیایی که مال من نیست!از زمی...

آدم هایی که سکوت می کنند یک روز فریاد می کشند، از جلد خود بی...

‏خانوم فرخزاد می گفت؛"اگر یاد کسی هستیم، این هنراوست نه هنر ...

من دلم برای بچه تنگ میشه امسال رفتم مدرسه ای که کسی رو نمیشن...

بعد از مدت‌ها دوباره یه پست گذاشتم و راستش حس عجیبیه! 🥹🤍انگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط