{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جذبم کن

جذبم کن
پارت ۳:
فلاش بک به خونه جونگ کوک:
ویو جونگ کوک: اوف بالاخره رسیدم خونه نمیدونم من چم شده نکنه عاشق جنی شدم وای پسر چته تو امکان نداره عاشق کارمند جدید بشی.
فلاش بک به شرکت:
ویو جنی: این هم اخرین برگه الان میتونم برم خونه من فکر میکردم رئیس ادم خوبی هست ولی اشتباه فکر میکردم رئیس خیلی سختگیره.
فلاش بک به فردا:
ویو نویسنده: وینتر رفت اتاق جونگکوک.
ویو وینتر: کوکی جاننن دوستم من رو برای شب مهمون دعوت کرده میشه با من بیاییی(با ناز و عشوه)
ویو جونگ کوک: وینتر این رفتار تو من رو اذیت میکنه.
ویو وینتر: ایششش باشه من با تهیونگ میرم (جونگ کوک از تهیونگ بدش میاد)
ویو جونگ کوک: باشه برو(با لحن خیلی خشن)
ویو وینتر: چیه نکنه حسودیت شده
ویو جونگ کوک: وینتر فقط از اینجا برو.
ویو وینتر: باشه میرم.😒
ویو نویسنده: وینتر از اتاق رفت بیرون و همون لحظه جنی وارد اتاق جونگکوک شد.
ویو جنی: اقای رئیس میشه یه نگاه به این بندا...
ویو نویسنده: جنی هنوز حرفش رو تموم نکرده بود که...
دیدگاه ها (۰)

جذبم کن پارت ۴:ویو نویسنده: جنی هنوز حرفش رو تموم نکرده بود ...

رمان: اشتباه توشخصیت های اصلی: رزی_لیسا_فیلیکس_هاناموضوع:۱۰ ...

جذبم کنپارت ۲:ویو جنی: واقعا خیلی خوشحالم قراره از این به بع...

جذبم کن پارت ۱:ویو نویسنده: جنی بالاخره برای کار به شرکتی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط