{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاست

نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاست
عشق را همواره با دیوانگی پیوند هاست

  شاید اینها امتحان ماست با دستور عشق
ورنه هرگز رنجش معشوق را عاشق نخواست

  چند می گویی که  از من شکوه ها داری به دل؟
لب که بگشایم مرا هم با تو چندان ماجراست

  عشق را ای یار با معیار بی دردی مسنج
علت عاشق٬ طبیب من! ز علت ها جداست

  با غبار راه معشوق است راز آفتاب
خاک پای دوست در چشمان عاشق توتیاست

  جذبه از عشق است و با او بر نتابد هیچ کس
هر چه تو آهن دلی او بیشتر آهنرباست

  خود در این خانه نمی خواند کسی خط خرد
تا در این شهریم آری شهریاری عشق راست

  عشق اگر گوید به می سجاده رنگین کن، بکن
تا در این شهریم، آری شهریاری عشق راست

  عشق یعنی زخمه ای از تیشه و سازی ز سنگ
کز طنینش تا همیشه بیستون غرق صداست.
دیدگاه ها (۶)

تقدیر نه در رمل نه در کاسه چینی ست آینده ی ما دورتر از آیینه...

ذکرِمیثم به سرِ دار،علی راعشق استذکر یوسُف سرِبازار،علی راعش...

اینقدر زیبا نخند آیینه جادو می شودساده ی بی شیله پیله پر هیا...

دلبرا، در دل سخت تو وفا نیست چرا؟کافران را دل نرمست و ترا نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط