مردی را دیدم | استفن کرِین
مردی را دیدم | استفن کرِین
اثری از:استفن کرین مستانه پورمقدم
مردی را دیدم که افق را میجست؛
به هر سو که مردم میشتافتند.
برآشفتم؛
به سویش رفتم.
گفتم «بیهوده ست، هرگز نخواهی یافت»
بانگ برآورد «دروغ میگویی»
و همچنان کار خویش از سر گرفت.
اثری از:استفن کرین مستانه پورمقدم
مردی را دیدم که افق را میجست؛
به هر سو که مردم میشتافتند.
برآشفتم؛
به سویش رفتم.
گفتم «بیهوده ست، هرگز نخواهی یافت»
بانگ برآورد «دروغ میگویی»
و همچنان کار خویش از سر گرفت.
- ۱۰۹
- ۲۳ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط