لره داشت واسه دوست دخترشخاطره تعریف میکرد میگفت:رفته بودم جنگلیه خرس افتاده بود دنبالمهی من میدویدمهی اون لیز میخورد.دوست دخترش میگه :از ترس نریدی به خودت؟لره میگه :پس فکر کردی خرسه روی چی لیز میخورد؟!