{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز می‌رسد

یک روز می‌رسد
که دیگر جایی نیست
تا از خودت
به آن فرار کنی
چمدانت را باز می‌کنی
کنار یکی از همین دیوارها
اتراق می‌کنی
کنار یکی از همین رنجهای کهنه
یکی از همین زخمهای قدیمی
می‌نشینی و
پایت را
در رودخانه‌ای می‌کنی
که سالهاست
از تو گذشته...
رودخانه‌ی بی خانه‌ای
که دیگر هرگز
رود نمی‌شود 
و رودی که هرگز دیگر تکرار
دیدگاه ها (۲)

.جنس مخالف یا مکمل؟! یک عمر در گوشمان خواندند جنس مخالف ...ا...

اینجا زمین است!رسم آدمهایش عجیب است!اینجا گم که میشوی؛به جای...

هرآدمی توی زندگی یک نفر بخصوص را میخواهد یک نفر که بی قید و ...

چیزهایی در زندگی هست که نه می شود به کسی گفت و یا فهماندمی د...

این ویدیو یکی از رضایت‌بخش‌ترین و کاربردی‌ترین ترفندهایِ خان...

پارت۲

یادداشتهمان طور که مه صبحگاهی کمرنگ بر روی رودخانه می‌نشیند،...

سناریو از انیمه توکیو ریونجرزپارت ۱سال ها از زمانی که اعضای ...

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

LESSON

وارث سایه ها

P : 27

فیککککککک های جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط