#صدایم_ڪه_میڪنی

#صدایم_ڪه_میڪنی
باران مے شوم و یڪریز
دفتر سپید دیدگانت را خیس از
قطرات شعر مے نمایم
انگار #من متولد شده ام
#تو را دوست بدارم
انگار به دنیا امده ام
براے #توو بمیرم
ڪمے از شراب #لبانت را
در پیاله دلتنگیم بریز و بگذار این #عشق
انچنان در جانم رعشه بیندازد
ڪه جز با گرمے دستانت ارام نگیرم



‌
دیدگاه ها (۱)

#صدایم_ڪه_میڪنیباران مے شوم و یڪریزدفتر سپید دیدگانت را خیس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط