{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

. وقتی با مشتهایش قلبم را میشکست همه فکرم به این بود که م

. وقتی با مشتهایش قلبم را میشکست همه فکرم به این بود که مبادا دستانش زخمی شود....
دیدگاه ها (۱)

اسمش عشق است… نه علاقه… نه عادت…! حماقت محض است… دلتنگ کسی ب...

آهای سهراب!قایق دیگر جوابگو نیست کشتی باید ساخت.اینجا مثل من...

به سرم اگرشلیک کنند... جای خون؛ فکر “تو”... میپاشد به ...

دلتنگی قصه همیشگی است..امروز زیر چتر تنهایی ام جایت خالی بود...

روحمقلبمفکرمببین....اینجا همه طرفدار تو هستند ❤

تکه های شکسته قلبش را با دست های آغشته به خون جمع می‌کرد تا ...

یه جوری برم که دیدنم آرزو شه....🙃!همه جا دارمت!تو فکرم..!تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط