{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مُنتظرم .. یک نفر بیاید که حواسَش یک سره ، در حیاط خیالِ

مُنتظرم .. یک نفر بیاید که حواسَش یک سره ، در حیاط خیالِ من وِل بچرخد .. یک نفر که در حوض رویایم تَن بشوید ؛ یک نفر که ... یک نفر نباشد ، یک دُنیا باشد ..
دیدگاه ها (۱)

༘~‧꒷༘~‧꒷꒦ 🤎🪵 ꒷꒦‧~༘درود بانوهای خوشگل و دوست‌داشتنیِ مننن 🤎✨️...

رمان اسیر خان پارت اول ۱

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

تکپارتی از شوگا وقتی دخترش بودی ولی اصلا دوستت نداشت:)سلام م...

پشت نگاه سردت — پارت نهم ویو آتاز خواب بیدار شدم. دوش گرفتم،...

. گشت سرش وایساد و وقتی مطمئن شد حواس کسی بهشون نیست گفت : ر...

𝖕𝖆𝖗𝖙1ساعت پنج و نیم صبح بود که لیسا چشم باز کرد.اتاقش کوچک ب...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

فصل دومپارت سوم | اولین حسادتدو روز بعد...تمرین تیم بسکتبال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط