{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مُنتظرم .. یک نفر بیاید که حواسَش یک سره ، در حیاط خیالِ

مُنتظرم .. یک نفر بیاید که حواسَش یک سره ، در حیاط خیالِ من وِل بچرخد .. یک نفر که در حوض رویایم تَن بشوید ؛ یک نفر که ... یک نفر نباشد ، یک دُنیا باشد ..
دیدگاه ها (۱)

محدودم کن به دوست داشتنت ، دلم میخواهد جز تو چیزی به چشمِ دل...

خیال ِ خوب ِ تو لبخند می شود به لبم وگرنه، این من ِ دیوانه غ...

دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌بایددگر تلخ است کامم، شربت...

عشق یعنی دستانم را بگیری... نگاهم کنی و بگویی من به بودنت قا...

یک_قصه_یک_شهید | دنیا دیگر اکلیلی نبود

ادامه یپارت ۱۸۷

​ما متبحرترین آدم‌های روی زمین در چیدنِ مرثیه‌های بلند بر خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط