چند پارتی
چند پارتی.......2
NEME : پیچ و خم در وینستون
G_=
کم کم به انتهای خیابان میرسید ، ازپیچی گذشت و وارد خیابان شارلوت شد ، از سر خیابان شارلوت راهش را به سمت باریکه ای خاکی و قدیمی کج کرد ،
پاشنه های بلند کفشش گلوله های خاکی روی زمین را خورد و له میکرد.
ناگهان استاد و دستش را روی تپه ای صاف و صنگی به سورت جای گذاشتن رمز تکان داد ، بعد از مدتی کوتاه تپه به سورت عجیبی تکان خورد و آرام باز شد ، اگرچه این برای انسانی عادی کمی عجیب است اما برای «خانم سو» نه!
نگاهی به اطراف انداخت و وارد شد ،
از چندین در با رمز و جنس های مختلف رد شد تا به دره اصلی که از آهنی خاص و غیر قابل نفوظ بود رسید ، این یکی الگویی خاص برای ورود داشت....اما این در هم باز شد ، وارد سالن پهن و بلندی شد....
NEME : پیچ و خم در وینستون
G_=
کم کم به انتهای خیابان میرسید ، ازپیچی گذشت و وارد خیابان شارلوت شد ، از سر خیابان شارلوت راهش را به سمت باریکه ای خاکی و قدیمی کج کرد ،
پاشنه های بلند کفشش گلوله های خاکی روی زمین را خورد و له میکرد.
ناگهان استاد و دستش را روی تپه ای صاف و صنگی به سورت جای گذاشتن رمز تکان داد ، بعد از مدتی کوتاه تپه به سورت عجیبی تکان خورد و آرام باز شد ، اگرچه این برای انسانی عادی کمی عجیب است اما برای «خانم سو» نه!
نگاهی به اطراف انداخت و وارد شد ،
از چندین در با رمز و جنس های مختلف رد شد تا به دره اصلی که از آهنی خاص و غیر قابل نفوظ بود رسید ، این یکی الگویی خاص برای ورود داشت....اما این در هم باز شد ، وارد سالن پهن و بلندی شد....
- ۱.۵k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط